السيد الطباطبائي ( مترجم : استاد ولى )
70
سنن النبى ( آداب و سنن پيامبر ص ) ( فارسى )
مىگزاشت . و گاهى تنها يك عبا به تن داشت . و نيز عباى كهنهء وصلهدارى داشت كه آن را مىپوشيد و مىفرمود : من بندهام و لباس بندگان مىپوشم . و دو جامه داشت مخصوص روزهاى جمعه ، غير از لباسهاى ديگرى كه در غير جمعه مىپوشيد . و بسا كه فقط يك روپوش بدون لباسهاى ديگر به تن مىكرد ، و دو طرف آن را ميان دو شانهء خود گره مىزد و با همان لباس با مردم بر جنازهها نماز مىخواند . و بسا همان روپوش را به خود مىپيچيد و آن را از چپ و راست بر دوش مىافكند و با آن در خانهء خود نماز مىخواند و اين لباسى بود كه در همان روز در آن مجامعت كرده بود . گاهى در همان ازار نماز شب مىخواند ، يك طرف پارچه را به روى خود و طرف ديگرش را به روى بعضى از زنان خود مىانداخت و به اين ترتيب در آن نماز مىخواند . آن حضرت عباى سياه رنگى داشت كه به كسى بخشيد . امّ سلمه گفت : پدر و مادرم فدايت ! آن عباى سياه چه شد ؟ فرمود : آن را [ به برهنهاى ] پوشاندم . امّ سلمه گفت : هرگز چيزى زيباتر از سفيدى شما بر سياهى آن عبا نديدم . انس گويد : بسا آن حضرت در قطيفهاى كه دو طرف آن را [ پشت گردن ] گره زده بود با ما نماز ظهر مىخواند . و آن حضرت انگشتر به دست مىكرد . . . و با همان انگشتر نامهها را مهر مىكرد ، و مىفرمود : مهر كردن نامهها بهتر از ايجاد شك و تهمت است . آن حضرت شب كلاه به سر مىگذاشت ، گاه زير عمامه و گاه بدون عمامه . و گاهى آن را از سر بر مىداشت و جلوى خود به عنوان حريم نماز مىنهاد و به سوى آن نماز مىخواند . و بسا عمامه نداشت و شال را بر سر و پيشانى مىبست . عمامهاى داشت به نام سحاب و آن را به على عليه السّلام بخشيد . بسا بود كه على عليه السّلام با آن عمامه مىآمد و پيامبر صلّى اللَّه عليه و آله مىفرمود : على در سحاب نزد شما آمد . هميشه لباس را از طرف راست مىپوشيد و چنين مىخواند : الحمد للَّه الّذى